تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

رها - ناز انگشتای بارون کی باغم بکنه؟

سه شنبه هجدهم فروردین 1388

ناز انگشتای بارون کی باغم بکنه؟

سرم هنوز درد می کند.اما میدانم که این سردرد از آن سردرد هایی نیست که با خردن یکی دوتا ادویل حل شود .این چند وقته از دنیای فرهنگ و هنر فاصله دارم البته به لحاظ مطبوعاتی .از علم سیاست هم فاصله گرقتم البته نه به لحاظ مطبوعاتی!! خاتمی کنار رفت و همه گفتند چیزی نمینویسی؟چه می نوشتم! ،کلاه چه کسی را قاضی می کردم که عدالتی که نمیدانم دیگز وچود خارجی دارد یا نه ؛از سر جای صاحب مرده اش تکان نخورد.

امسال هیچ روزنامه یا نشریه وزینی هم برای ویژه نامه اش سراغ من نیامد ولی تا دلتان بخواهد مجله های زرد از خانواده مداد رنگی گرفته تا خانواده دل گشاد زنگ زدند  که: دروغ سیزده بگو ، بهاریه بنویس و...........

 حال من برای نوشتن هیچ چیر مساعد نبود. تنها چیزی که به من امید می داد سال بعد بود. در دو هفته آخر سال مشغله ام به حدی بود که فرصتی برای به روز کردن وبلاگ به مناسبت نوروز پیدا نکردم و با وبلاگی که از اواسط اسفند به بعد در سکوت مانده بود ؛سال را گذراندم.در ایام نوروزهم بخت برای به روز کردن وبلاگ یاری ام نکرد تا به امروز.

شاملو همیشه مرا یک جوری تکان داده  در این عید هم مرا لرزاند.

 

 

من باهارم تو زمين
من زمينم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتاي بارون تو باغم مي كنه
ميون جنگلا تاقم مي كنه.

تو بزرگي مث ِ شب.
اگه مهتاب باشه يا نه
تو بزرگي مث ِ شب.
خود ِ مهتابي تو اصلاً، خود ِ مهتابي تو.
تازه ، وقتي بره مهتاب و هنوز
شب ِ تنها
بايد
راه ِ  دوري رو بره تا دم  ِ دروازه ي روز
مث ِ شب گود و بزرگي
مث ِ شب.

تازه ، روزم كه بياد تو تميزي مث ِ شبنم
مث ِ صبح.
تو مث ِ مخمل ِ ابري
مث ِ بوي علفي
مث ِ اون ململ ِ مه نازكي :
اون ململ ِ مه
كه رو عطر ِ علفا ، مثل ِ بلاتكليفي
هاج و واج مونده مردد
ميون موندن و رفتن
ميون ِ مرگ و حيات.
مث ِ برفايي تو.
تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه
مث ِ اون قله ي مغرور و بلندي
كه به ابراي ِ سياهي و به باداي ِ بدي مي خندي ...

من باهارم تو زمين
من زمينم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتاي بارون تو باغم مي كنه
ميون جنگلا تاقم مي كنه.

 

 

فقط یکی به من بگه ناز انگشتای بارون کی باغم بکنه؟(راه گلو اینجا بسته می شه)

 

 

 


| فراز انصاری(سروش هدایت راد) |