هنوز برای اجماع دیر نیست
فراز انصاری
---
-خانم کديور در حال حاضر شما موانع بر سر راه اجماع اصلاح طلبان را چه مي دانيد؟
من هنوز زمان را براي اجماع دير نمي دانم و به رغم اينکه کانديداها متنوع و متعدد به نظر مي رسند اما هنوز براي رسيدن به اجماع و يافتن يک کانديداي واحد فرصت وجود دارد، با توجه به اين نکته به شخصه مانع چنداني را بر سر راه اجماع اصلاح طلبان نمي بينم، اما اگر در نهايت سه کانديداي اصلاح طلب به اجماع نرسيدند مواردي هست که مي توانيم آنها را موانع به اجماع رسيدن اصلاح طلبان بدانيم. اگرچه بسياري از اين موارد در عين حال عوامل رسيدن به اجماع هم هستند. اين عوامل به همان اندازه که مي توانند باعث به اجماع رسيدن و شکل گيري ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم بشوند به همان ميزان هم مي توانند مانع شکل گيري اجماع اصلاح طلبان و باعث افتراق آنها شوند. اولين عامل را مي توان گروه ها يا احزابي دانست که از کانديداها حمايت مي کنند. اين گروه ها با نوع عملکرد و رايزني هايشان مي توانند مسير را طوري هدايت کنند که سرانجام باعث وحدت يا تفرقه اصلاح طلبان بشود.مورد دوم اطرافيان، نزديکان و مشاوران کانديدا هستند که مي توانند يکي از عوامل اصلي اجماع تلقي شوند ضمن اينکه مي توانند موانع اجماع هم باشند.
مورد سوم که به عقيده من مهم ترين عاملي است که مي تواند باعث اجماع شود (و ترجيح من اين است که اين مورد را بيش از آنکه مانع اجماع بدانم عامل آن تلقي کنم) گفت وگوي مستقيم ميان خود کانديداهاست که اگر صورت نگيرد، مي تواند بزرگ ترين عامل افتراق باشد. ضمن اينکه رسانه هاي جناح مقابل راهم که سعي در ايجاد تفرقه در بين کانديداهاي اصلاح طلب مي کنند نبايد از ياد برد. چرا که مي تواند مانع مهمي بر سر راه اجماع اصلاح طلبان باشد.
-در واقع شما ترفندهاي جناح رقيب که همه کانديداها به صورت طبيعي بايد از آن آگاه باشند را مانع مهم عدم اجماع مي دانيد؟
بله همين طور است. به همين دليل هم کانديداهاي اصلاح طلب بايد نسبت به جريان تبليغي که مطرح مي شود، اخباري که چه به صورت مستقيم و چه غيرمستقيم در مقالات و خبرها و تحليل هايي که به نام کانديداها مطرح مي شود، هوشيار باشند چرا که مي تواند باعث ايجاد شبهه شود و در واقع هدف از طرح آنها شبهه افکني است.
کانديداها بايد در برخورد با اين گونه شبهه افکني ها بسيار با دقت و ملاحظه برخورد کنند و من تنها راهکار اين قضيه را گفت وگو و تماس هاي خود کانديداها با يکديگر يا تماس هاي افرادي که مورد اعتماد کانديداها هستند، مي دانم.
اگر کانديداها بخواهند به طور موازي با يکديگر حرکت کنند، جناح اصولگرا هم بخواهد از اين فضاي گل آلود با ترفندهايي استفاده کند، امکان اينکه ما در انتخابات به پيروزي دست پيدا کنيم، بسيار کم است.
- با توجه به اينکه ماهيت و عملکرد جناح مقابل بايد براي کانديداهاي اصلاح طلب مشخص شده باشد، آنها در انتخابات پيش رو از چه نوع ترفندهايي مي توانند براي ايجاد بحران استفاده کنند که موفق عمل کند؟
اين ترفندها انواع و اقسام دارد و بعضي از اين ترفندها رسانه يي است و شما آنها را به طور مشهود مي بينيد که بعضاً خبرگزاري ها و روزنامه هايي که متعلق به جريان رقيب هستند اخبار را با سمت و سو منتشر مي کنند و در گفت وگوها در حالي که مصاحبه شونده ممکن است حرف خاصي هم نزده باشد با استفاده از يک تيتر سودار باعث ايجاد شبهه و حساسيت در بين مردم شود و در نوع ديگر از اين ترفندها سعي مي کنند با تماس هاي شبهه ناک با کانديداها يکسري اخبار تحريک آميز را منتقل کنند. اخباري که به هيچ عنوان موضوعيت و صحت ندارد و با اين اخبار شبهه آميز قصد دارند نهايت سوءاستفاده از فضاي موجود را بکنند. و اين ترفند، ترفند بسيار جدي و خطرناکي است به اين صورت که افرادي را نزد کانديداها مي فرستند و نقل قول هاي خلاف واقعي را از کانال هاي مختلف مطرح مي کنند. حالا چه از سوي کانديداهاي درون اصلاحات يا اطرافيانش يا حتي از مراجع قدرت بيروني درخصوص اينکه روي يک کانديدا حساسيت وجود دارد و...
به نظرم لازم است کانديداها با درايت و هوشمندي بيشتري نسبت به اين گزارش ها، اخبار و نقل قول ها برخورد کنند و در اظهارنظرها و صحبت هايي که مي کنند اين موارد را مدنظر قرار ندهند.
-با توجه به اينکه شما معتقديد هنوز وقت براي اجماع باقي است، شانس کدام کانديدا را براي آنکه کانديداي واحد اصلاح طلبان باشد، بيشتر مي دانيد؟
پاسخ دادن به اين سوال تا زماني که مکانيسم رسيدن به اجماع مشخص نشده باشد، امکان پذير نيست. مگر آنکه مکانيسم اجماع توسط کانديداها مشخص بشود.
بعضي ها بحث نظرسنجي را مطرح کرده اند، نظرسنجي اگر علمي و بي طرفانه باشد مي تواند يک راهکار باشد. شيوه هاي ديگر هم مطرح شده، مانند شوراي حکميت. براي رسيدن به اجماع روش هاي ديگري هم وجود دارد که مي توان به آنها فکر کرد اما مساله اين است که هر مدل عملي تنها از دل گفت وگوي ميان کانديداها به وجود مي آيد.
در واقع من معتقدم براي رسيدن به اجماع هيچ راهي وجود ندارد مگر آنکه کانديداها در نشست دوجانبه (در صورت کانديدا نشدن ميرحسين موسوي) يا نشست سه جانبه (در صورت کانديدا شدن ميرحسين موسوي) به نتيجه واحدي براي رسيدن به اجماع برسند چرا که بايد اين راه اجماع مورد قبول تمام کانديداها باشد.
نمي شود يک طرفه به قاضي رفت و راضي هم بازگشت. بالاخره هر کدام از کانديداهاي موجود نقاط قوتي دارند و در بين طيف خاصي از جامعه محبوبيت دارند. براساس اين موارد بايد بنشينند و ارزيابي بکنند.
ضمن اينکه خيلي ملاحظات ديگر براي انتخابات رياست جمهوري و يافتن يک کانديداي واحد که بتواند گام هاي سازنده بردارد در پيشبرد اهداف اصلاحات بايد مدنظر قرار گيرد.
- شما کدام راهکار را براي رسيدن به اجماع بهتر مي دانيد؟
من فکر مي کنم بهترين راهکار يک راهکار تلفيقي است، يعني تلفيقي از نظرسنجي علمي و بحث شوراي حکميت، ضمن اينکه همان طور که اشاره کردم ما بايد در نظر بگيريم هر کانديدايي که به عنوان کانديداي واحد مطرح بشود قرار است در وضعيت فعلي کشور پست رياست جمهوري را برعهده بگيرد و اهداف اصلاح طلبان را پيش ببرد.
با توجه به ملاحظات مرتبط با اين موضوع بايد ديد کدام کانديدا با ابزارهاي موثر امکان پيشبرد اهداف اصلاحات را دارد.
-آرايش انتخاباتي جناح اصولگرايان چه تاثيري روي تصميمات اصلاح طلبان دارد؟
برعکس اين موضوع بيشتر مصداق دارد، يعني آرايش انتخاباتي اصولگرايان بر مبناي آرايش انتخاباتي اردوگاه اصلاح طلبان شکل خواهد گرفت. به دليل آنکه در حال حاضر آنها در راس قدرت هستند و اصلاح طلبان در حاشيه قدرت و وقتي موازنه به طرف آنها است، طبيعي است که بخواهند قدرت را به هر طريق ممکن حفظ بکنند.
اصولگرايان با توجه به معادله هايي که در اردوگاه اصلاح طلبان صورت مي گيرد، سعي مي کنند سناريوهاي خودشان را تنظيم کنند. من فکر مي کنم اصلاح طلبان آرايش انتخاباتي شدن را براساس هدف اصلي که همان پيروزي در انتخابات و مصلحت جناح اصلاح طلبان است پيش خواهند برد. ضمن اينکه من با توجه به درايت و تدبيري که در بين کانديداها مي بينم خيلي خوشبين به اين اجماع هستم.
-چه عاملي باعث مي شود شما به تحقق اين اجماع خوشبين باشيد؟
وجود مصلحت هايي براي جناح اصلاح طلبان و کشور. اين دو مصلحت را نمي توان جدا از هم دانست. با توجه به وضع خاصي که کشور به آن دچار شده از نظر سياست هاي داخلي، خارجي، شرايط فرهنگي، اقتصادي و به طور کل فضاي حاکم بر کشور و اينکه تنها راه برون رفت از اين شرايط اجماع اصلاح طلبان براي رسيدن به پيروزي است و اينکه اصلاح طلبان براي پيروزي چاره يي ندارند جز اينکه به اجماع برسند و همين باعث مي شود من خوشبين به شکل گيري اين اجماع باشم.
- اما اين خوشبيني شما در حالي است که آقاي کروبي اعلام کرده اند ديگر وقتي براي اجماع باقي نمانده است. اين دو با هم در تناقض نيستند؟
به نکته جالبي اشاره کرديد. اگر خاطرتان باشد هفته گذشته آقاي کروبي در جمع نمايندگان اقليت راهکاري ارائه و از حضور ساير کانديداها استقبال کردند و گفتند ما سرانجام به يک راهکار واحد خواهيم رسيد. البته من در اينجا دارم نقل به مضمون مي کنم وگرنه عين جمله را نگفتند ولي منظور ايشان اين بود که نهايتاً راهکاري براي حذف نگراني هايي که در جريان اصلاحات وجود دارد، ارائه خواهد شد. ضمن اينکه ايشان کانديدايي است که هم حزب و رسانه دارند و هم اولين کسي بوده که کانديداتوري خود را رسماً اعلام کرده است. اين طور نيست که براساس خواسته برخي افراد ايشان از صحنه انتخابات خارج شود.
اما در آن جلسه عنوان کردند اين فضا باز است. يعني اينکه کانديداها اقدامات خود را انجام مي دهند تا زمان مقتضي، در آن زمان بالاخره بايد به آن راهکار پيشنهادي بينديشيم، يعني همان موردي که من در اوايل بحثم به آن اشاره کردم.
در مورد اين جلسه هم يکي از همان ترفندهاي مطبوعاتي که بعضي مطبوعات جناح مقابل انجام دادند اين بود که اعلام کردند آقاي کروبي قصد دارد از انتخابات کناره گيري بکند. در حالي که موضوعي که ايشان اعلام کردند اساساً چيز ديگري بود ولي آنها گفتند به علت حضور کانديداي ديگر آقاي کروبي قصد دارد از انتخابات کنار بکشد، در حالي که ايشان گفته بودند کانديداها تلاش خود را مي کنند و صحنه انتخابات را پرشور مي کنند، بعد در زمان مناسب با هم در مورد آن مکانيسم وحدت آميز به توافق خواهند رسيد.
ولي تحليل رسانه ها اين بود که ايشان قصد کناره گيري دارد در حالي که از صحبت هاي ايشان چنين چيزي برداشت نمي شد. وقتي اين سوءاستفاده هاي رسانه يي انجام مي شود، اطرافيان کانديداها بايد به گونه يي پاسخ بدهند که جواب اين گونه شبهات ايجادشده را داده باشند. چون که ممکن است جامعه تحت تاثير همين شبهات قرار بگيرند و مثلاً فکر کنند يکي از کانديداها قصد کناره گيري از عرصه انتخابات را دارد.
من باز هم بازمي گردم به آن مکانيسمي که اشاره کردم، يعني گفت وگوي مستقيم بين کانديداها براي آنکه جلوي بسياري از اين اشتباهات و اقدامات سوئي که براي ايجاد اختلاف بين کانديداها و اطرافيان شان و احزاب صورت مي گيرد، گرفته شود. چرا که جرياناتي که در کنار آنها هستند، شايد به لحاظ خط فکري اختلافي نداشته باشند و شايد در شيوه عمل با هم تفاوت داشته باشند. فکر مي کنم گفت وگوي چندجانبه مي تواند به حل مشکلات و سوءتفاهم هايي که پيش آمده و در آينده هم پيش خواهد آمد، کمک کند.
درخصوص اين سوال شما، ما بايد صحبت هاي مختلف آقاي کروبي را در نظر بگيريم و صحبت و نظر اصلي ايشان همان صحبتي است که در جمع نمايندگان اقليت انجام دادند نه برداشت هاي يک خبرگزاري خاص.
این مصاحبه رو من برای روزنامه اعتماد گرفتم
| فراز انصاری(سروش هدایت راد)
