دوشنبه
باران میبارد هوا به شدت بارانی است من با تمام وجودم سرما را حس می کنم چون متولد زمستانم سرما را دوست دارم . ذهنم به شدت در گیر است سعی می کنم همزمان به چند چیز فکر کنم صدای باران و بوق ماشین هایی که در ترافیک وحشتناک میرداماد گیر افتاده اند یک آهنگ گوش خراش را ساخته، به شخصیت های نمایشنامه ای که برای امیرحسین مینویسم فکر می کنم و به پیشنها دکاری که امروز مطرح شد و به مشکلی که نمی دانم چه طور با یگانه خواهرم پبدا کردم .
در این فکرها هستم که به سر میرداماد می رسم ؛می خواهم از خیابان عبور کنم که ناگهان به یاد این میافتم که فردا استیضاح کردان است با وروود این فکر به مغزم ناگهان تمام رشته های افکارم پاره می شود در میانه های ان آهنگ گوش خراش نا گهان صدای ترمز وحشتناکی مرا به خودم می آورد.راننده هرچه ازدهانش در می امد به من گفت و من هم هر از دهنم در می امد به اصولگرایان و دولت نهم!!............
ساعت حدود یک ربع به شش است که به دارینوش می رسم.خیلی وقت بود که دلم برای محسن خان تنگ شده بود از او و دیگر دارینوشی ها خیلی چیزها یادگرفته ام ار او بارها و بارها در مورد گذشته ها شنیدم از آدمهای که چه بوده اند و چه شدند و کسانی که هنوز همان انسان های(نه آدم) دیروزند.
بامحسن از هر دری حرف می زنیم و بیشتر صحبتمان پیرامون کنسرت رضا است و آلبوم چهارم او .ساعت ششو نیم است که از مغازه بیزون میزنم و سوار تاکسی می شوم .ترافیک سنگینی قبل از ظفر درست شده و همین ترافیک عامل فکر کردن دواره من به استیضاح کردان می شود این چند وقت به هر بهانه ای بود از نوشتن در این باره چه در روزنامه چه در وبلاگ چه در هر جای دیگری طفره رفتم اگرچه استیضاح و به طور کل مشکلات بین مجلس و دولت همیشه سوژه های مورد علافه من بوده (به ویژه زمانی که از من خواسته شود که دیگر هیچ)اما نمی دانم چرا در خصوص کردان به طور عجیبی از نوشتن طفره می رفتم (الان که فکر حق التحریری که از دستم رفته را می کنم به شدت پشیمون می شم)
کمی با راننده در مورد وضعیت آب و هوا حرف می زنیم تا ساعت 7:15 که به ظفر می رسیم و می فهمیم که بله! خیابان دوباره دچار ریزش شده؛ دوباره هر چه از دهنم در می آید به اصول گرایان می گویم
سه شنبه
صبح دیر از خواب بلند و می شوم چون شب تا دیر وقت بیدار بودم و زبان و می خواندم و بیشتر از آن روی پرده سوم نمایشنامه کار می کردم برای همین دیر به دانشگاه می رسم و سر کلاس چشمانم را به زور بازنگه میدارم و این بار به نغمه ،فرح و کیومرث (شخصیت های نمایشنامه ام )فحش میدهم.
ته کلاس نشسته ام و سعی دارم که رادیو مجلس را بگیرم که استاد متوجه بازی من با mp4 میشود و من را به جلو فرا می خواند تا درس پس دهم و بعد هم وارازم می کند تا کل reading را بخوانم این بار هم هم هرفحشی از دهنم در می آید (توی دلم )به استاد و رادیو موج fm می دهم.
از کلاس که بیرون می آیم تلفنم زنگ می زند از روزنامه است ؛صدای رضا را می شناسم خبر را او به من میدهد همین موقع به نگاهم به برد دانگاه میافتد:"کردان رفت کابینه باید reset شود" از این جمله خنده ام می گیرد وبعد هم بلند تر می زنم زیر خنده این بار به خاطر تیکه ای است که دکترلارینجانی به مدیر مسئول روزنامه عزیزمان انداخنه!!القصه رضا برای فردا در مورد استیضاح کردان مطلب می خواهد نمی دانم چرا اما این بار هم از نوشتن مطلب طفزه می روم و زضا تلفن را قطع می کند .احتمالا رضا هم هرچه از دهانش در می آید در دلش به من و بازیهای جور واجورم می گوید.......
در این فکر بودم حالا که دکتر احمدی نژاد خودشان برای دفاع از خودشان و وزیرشان به مجلس نرفتند بنده از این تریبون به دفاع از کابینه دولت نهم بپردازم و یک مفدار اربده بکشم
جناب آقای احمدی نژاد خیلی هم رئیس جمهور خوبی است هیئت دولت و اعضای کابینه هم ایضا!!نمیدانید چرا ؟
الان برایتان توضییح میدهم :
همیشه یک سری مسائلی وجود دارد که شما ملت شریف و همیشه در صحنه(نه از اون صحنه ها)از آن بی خبرید و بار دانستن آنها به گردن دولت مردان همیشه در صحنه (به پرانتز قبل رجوع کنید!)است
دکتر احمدی نژاد از آن موقعی که استاندار اردبیل بود به خوبی میدانست رمانی که رئیس جمهور!! میشود!!کشور با چه بحرانهایی مواجه خواهد شد(البته بروز هیچ کدام از این بحران ها به دولت تهم و حامیان آن هیچ ارتباطی ندارد)به همین جهت بود که ایشان زمانی که خودشان را برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید کردند با توجه به پتانسیل های ضعیفی که برای خنداندن مدرم در ایران موچود بود مثل مهران مدیری و رضا عطاران!ناچار شدند در کنار ایجاد تحولات اساسی در کشور وظیفه خنداندن مردم را در راستای پرت کردن حواس ملت از درد های جامعه را نیز به دوش بکشد برای همین است که ایشان کلا حرف ها یی می زند که کلا شوخی است ، اما این خبرنگاران بی ذوق بی طنز بی .... این حرف ها را جدی می گیرند و حتی کارهایی می کند که تنها برای خنداندن مردم اسن (مثلا قصد احداث منوریل میکند)اما ازطرف دشمن خواب زده این شوخی ها جدی گزفته می شود مسئله آقای کردان هم بکی از همین شوخی ها بود .
بالاخره زمانی که آقای احمدی نژاد برای کمک و خندادن مردم آمریکا که در بحران اقتصادی به سر می برند راهی خارجه شده بودند و نبودشان به شدت احساس می شد آقای کردان به شوخی درباره مدرکشان یک چیزی گفتند و این بار نمایندگان مجلس هم جدی گرفتند .
بنده از شما ملت علاقه مند به صحنه تقضا دارم که این اقدامات را ارج بنهید و هرچه از دهنتان در می آید به هر کسی نگویید!!
پ.ن:هیچ احدی تا حالا این طوری از دولت حمایت نکرده بود!!